احسان محسنی، رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان میناب جزئیات لحظه به لحظه روز حادثه حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه و مدرسه پسرانه «رهپویان شهدای خلیج فارس» را روایت میکند؛ روزی که نه تنها میناب، بلکه بسیاری از مردم ایران را در اندوه فرو برد.
محسنی با اشاره به آمادهباش نیروهای امدادی به دلیل گزارشهایی از حملات در پایتخت گفت: به دلیل گزارشهایی از حملات همزمان در تهران، از پیش به همه تیمهای امدادی آمادهباش داده بودیم تا در صورت نیاز به سایر شهرها اعزام شوند؛ اما هیچکس تصور نمیکرد فاجعه تا این اندازه به ما نزدیک باشد.
وی درباره لحظه وقوع نخستین انفجار گفت: حدود ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه صبح در اتاقم بودم که صدایی مهیب شنیدم و ساختمان تقریباً به لرزه درآمد. برای حرکت بلند شدم اما هنوز به در نرسیده بودم که انفجار دوم رخ داد. وقتی به حیاط هلالاحمر رسیدم، سومین انفجار نیز اتفاق افتاده بود. جای هیچ تردیدی نمانده بود که دشمن به میناب حمله کرده است.
رئیس جمعیت هلال احمر میناب ادامه داد: نخستین چیزی که دیدم ستون دود غلیظی بود که در فاصله حدود ۵۰۰ متری بالا میرفت. ابتدا تصور کردم شاید مقر سپاه شهرستان میناب هدف قرار گرفته باشد، اما با دقت بیشتر متوجه شدیم جهت دود از جای دیگری است. بلافاصله با خودروهای امدادی و تیمهای عملیاتی به سمت محل حادثه حرکت کردیم.
محسنی با تشریح وضعیت خیابانهای شهر افزود: خیابانها کاملاً قفل شده بود و فقط با آژیر و چراغهای اضطراری و همکاری نیروهای انتظامی توانستیم مسیر را باز کنیم. وقتی به محل رسیدیم، باورش سخت بود؛ مدرسه «شجره طیبه» در قلب شهر میناب هدف قرار گرفته بود. بخش بزرگی از ساختمان فرو ریخته و شعلههای آتش و دود سیاه کلاسها را در بر گرفته بود.
وی ادامه داد: بلافاصله وارد محوطه و آوار شدیم. بوی باروت و خون فضا را پر کرده بود. مصدومان را یکی یکی از زیر آوار بیرون کشیدیم و به آمبولانسها منتقل کردیم. بسیاری از آنها دانشآموزانی بودند که دقایقی پیش در کلاس درس حضور داشتند.
تلخترین لحظه از زبان رئیس هلال احمر میناب
محسنی درباره تلخترین لحظه آن روز گفت: وارد کلاسی شدم که پنجرهاش کنده شده و روی زمین افتاده بود. یکی از نیروهای امداد، دانشآموزی را در آغوش گرفته و به سمت من آورد و گفت: «آقای محسنی… شهید شده». بلافاصله او را برای احیا گرفتم، اما دستهای سردش نشان میداد دیر رسیدهایم. آن صحنه هرگز از ذهنم پاک نمیشود؛ دختربچهای که تمام رویاهایش زیر آوار ماند.
وی با اشاره به آمار مصدومان و جانباختگان گفت: در مجموع ۹۶ مصدوم از زیر آوار و محوطه مدرسه خارج و به بیمارستان منتقل شدند. همچنین پیکر ۱۵۵ جانباخته از محل حادثه خارج شد و با خودروهای ویژه به سردخانه منتقل شد. به جرأت میتوان گفت این روز، تلخترین روز تاریخ امداد و نجات میناب بود.
رئیس جمعیت هلال احمر میناب درباره روند عملیات امداد و نجات توضیح داد: در مرحله نخست تیم ارزیاب به محل اعزام شد و پس از آن تیمهای جستوجو و نجات و آواربرداری هلالاحمر وارد عمل شدند. عملیات جستوجو برای یافتن مصدومان و همچنین پیکر افرادی که زیر آوار مانده بودند آغاز شد.
به گفته وی، این عملیات با همکاری تیمهای آواربرداری هلالاحمر، نیروهای آتشنشانی، بسیجیان و نیروهای مردمی انجام شد و امدادگران به مدت ۴۸ ساعت به صورت مستمر در محل حادثه مشغول فعالیت بودند.
تمدید عملیات به درخواست فرماندار
محسنی ادامه داد: پس از گذشت ۴۸ ساعت، فرماندار شهرستان با من تماس گرفت و اعلام کرد برخی خانوادهها همچنان نگران هستند و احتمال میدهند پیکر فرزندانشان هنوز زیر آوار باشد. به همین دلیل عملیات جستوجو ۲۴ ساعت دیگر تمدید شد.
وی افزود: در این مدت، علاوه بر تیمهای آواربرداری شهرستان، نیروهایی از مرکز استان نیز به ما ملحق شدند و عملیات جستوجو ادامه یافت.
پایان عملیات پس از ۷۲ ساعت
رئیس جمعیت هلال احمر میناب با اشاره به پایان عملیات امداد و نجات گفت: پس از ۷۲ ساعت تلاش بیوقفه، حدود ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه شب پایان عملیات اعلام شد.
وی درباره نیروهای حاضر در صحنه بیان کرد: تیمهای امدادی هلالاحمر، آتشنشانان شهرداری، تیمهای واکنش سریع بسیج و همچنین نیروهای مردمی هر کدام در بخشهای مختلف عملیات جستوجو و نجات مشارکت داشتند و با هماهنگی کامل کار را پیش بردند.
محسنی همچنین از بهکارگیری امکانات استان برای انتقال پیکر جانباختگان خبر داد و گفت: آمبولانسهایی از سراسر استان برای انتقال پیکرها در اختیار ما قرار گرفت.
تأمین سردخانه از مرکز استان
وی در پایان افزود: با توجه به تعداد زیاد جانباختگان، نگران بودیم ظرفیت سردخانههای شهرستان پاسخگو نباشد. به همین دلیل با مرکز استان هماهنگی کردیم و یک دستگاه ماشین سردخانه از مدیریت بحران استانداری در اختیار ما قرار گرفت تا پیکرها تا زمان انتقال کامل نگهداری شوند. این خودرو تا زمانی که همه پیکرها از زیر آوار خارج و به سردخانه منتقل شدند، در محل حضور داشت.














