حادثه بمباران مدرسه شجره طیبه میناب، یکی از تراژیکترین شوکهای قرنِ بیست و یکِ دنیا بود. بعد از حادثه، تمام تلاش مقامات و مردم ایران، برای برون رفت از بحران و شوک بعد از آن صورت گرفت. از دلجویی، همدردی، تا کمکهای مالی، سرکشی، امتیازات رفاهی برای بازماندگان و درمان مصدومان.
اما هنوز یک انتظار اساسی باقی مانده است.
گمان میکنم برای عده کثیری از بازماندگان، ورای آنچه در بالا ذکر کردم، آن قوت قلب و آرامش خاطریست که والدینِ بچهها در کنار مقبرههایشان میتوانند بهدست آورند. زیرا آنها با مرگ طبیعی نرفتهاند که به شکل طبیعی در ذهنها فراموش شوند. والدین میخواهند با بچههایشان وقت بگذرانند، تولد بگیرند، سفره شام پهن کنند، مهمان دعوت کنند، دعا بخوانند. به طور کلی مراسمات متنوع و گوناگونی برپا کنند.
از همین رو به گمانم در کنار ساخت مدرسه که عمل نیکو و خجستهایست و کارهایش هم به خوبی پیش میرود، ساخت گلزاری سرپوشیده با بهرهگیری از معماریِ منحصر به فرد و مجهز به امکانات سرمایشی و گرمایشی ، استراحتگاه و امکانات لازم برای پذیرایی ، همهی اینها برای شهدای مدرسه شجره لازم است.
مجموعهای با معماری در شأن و مقام بچهها و معلمانشان باشد. جایی آبرومند، مجهز که والدین دستکم در آنجا احساس رضایت و راحتی کنند.
این کمترین خواسته مردم میناب برای الماسهای گرانبهاییست که به مظلومانهترین شکل ممکن از کنار ما رفتند.














