نامه سرگشاده خانواده شهید شهسوار بهرامی خطاب به رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان میناب

  • کد خبر : 5317
  • ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۳:۱۹
نامه سرگشاده خانواده شهید شهسوار بهرامی خطاب به رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان میناب
خانواده شهید شهسوار بهرامی پس از درگذشت مادر بزرگوارشان، طی نامه ای سرگشاده مراتب نارضایتی و گله مندی خود را از بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان میناب بیان کردند.

به گزارش صدای میناب به نقل از هرمزبان، متن این نامه سرگشاده که نسخه ای از آن برای این پایگاه خبری ارسال شده به این شرح است:

«جناب قدوسی ریاست محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان میناب

با سلام

بیش از چهل روز از وفات دردناک مادر عزیزمان گذشته و در این مدت قصد نداشتیم از این بی اعتنایی و بی توجهی در موقع نیاز و ضرورت، که بر ما روا شد و غم از دست دادن مادرمان را دوچندان کرد چیزی به رشته تحریر در بیاوریم، اما خود را در مقابل تاریخ و دیگر خانواده های معظم و معزز شهدا مسئول می دانیم؛ لازم است شرح آنچه بر ما و مادرمان گذشت را بنویسیم و قضاوت را به افکار عمومی واگذار کنیم.

فقط این را بدانید که خدمت به خانواده شهدا با کار نمایشی امکان پذیر نیست و با سرزدن سالیانه و مناسبتهای مختلف به خانواده شهدا و فیلم برداری از حضور نمایشی تان تکلیف از گردن شما ساقط نمی شود.

دردناک است که برخی از مردم به اشتباه فکر می‌کنند صفر تا صد هزینه‌های درمان و مایحتاج خانواده های شهدا و ایثارگران رایگان است، تصوری که با واقعیت فاصله زیادی دارد.

بعد از وفات مادرمان پرسنل شما در مراسم تشییع و تدفین حاضر شدند اما قبل از وفات ایشان برای تهیه یک آمبولانس همکاری و پیگیری نکردید؛ در موقع نیاز پشت ما را خالی کردید و از این بابت تا قیام قیامت از شما و کوتاهی که در حق ما و مادرمان روا داشتید نخواهیم گذشت و حلالتان نخواهیم کرد.

خوب شد که به توصیه ما به همکارانتان در مراسم تدفین عمل کرده و برای ادامه کار نمایشی به منزل ما نیامدید که اگر چنین می شد با دست خود نمک بر زخم ما می پاشیدید و حرمت جایگاه تان در بنیاد شهید را نزد ما از دست می دادید.

در جریان هستید که پس از وخامت حال مادرمان ایشان را به سرعت به بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب رساندیم. در آنجا ایشان را بعلت داشتن مشکل تنفسی که سالها با آن درگیر بودند و هیچ ارتباطی به ویروس منحوس کرونا نداشت، به بخش کرونا منتقل کردند و اصرارهای ما در این خصوص که دستورالعمل های بهداشتی را رعایت کرده ایم و ایشان به کرونا مبتلا نیست و انتقالشان به بخش کرونا خطر ابتلا را در پی دارد نتیجه بخش نبود.

ساعت ها بعد و پس از آنکه تست کرونا منفی اعلام شد، باز هم اجازه ترخیص ایشان به بخش داده نشد. نهایتاً ایشان را پس از وخامت حال، با وجود منفی بودن نتیجه تست های کرونا به بخش ICU کرونا منتقل کردند و اصرارهای ما راه به جایی نبرد و انتقال همان و وفات همان، مادرمان یک شب بیشتر دوام نیاورد.

بی قراری های مادر را در آن شب هیچ گاه فراموش نمی‌کنیم. پرستار گفته بود نتیجه تست کرونای ایشان منفی است اما دکتر اجازه انتقال نداده و گفته مجددا باید تست گرفته شود. در آن شب دلهره آور با شما تماس گرفتیم و گفتیم کاری کنید، مادرمان دارد از دست می رود، از شما خواهش کردیم با رئیس بیمارستان تماس بگیرید که مادر را به بخش انتقال بدهند، شما گفتید صبح انتقال می دهند.

آن شب را با امید به اینکه انتقال مادر انجام خواهد شد، به هر شکل ممکن سحر کردیم، تماشای زجر کشیدن مادر و اینکه میخواست دستگاه های متصل را از خودش جدا کند برای ما دردناک و طاقت فرسا بود. در آن لحظات هرچه صدا می زدیم کسی نبود که به دادمان برسد، کسی اعتنا و توجهی نکرد… صبح هم وعده عملی نشد و شد آنچه که نباید می شد.

وخامت حال ایشان و کافی نبودن امکانات و رسیدگی پزشکی در بیمارستان میناب ما را برآن داشت که ایشان را به بندرعباس منتقل کنیم؛ از آنجا که حرف ما در بیمارستان خریدار نداشت، و تنها پناه خود را در این گرفتاری عظیم بنیاد شهید می دانستیم، دست به دامن شما شدیم و تقاضای پیگیری برای اعزام آمبولانس داشتیم. گفتید آمبولانس شخصی بگیرید، در حالی که آمبولانس شخصی امکانات لازم را نداشت و برای شرایط اضطراری مادرمان کارایی نداشت، از شما خواهش کردیم موضوع را پیگیری کنید اما دریغ از پیگیری…

اگر شما به بیمارستان می آمدید و از نزدیک موضوع را پیگیری می کردید و در نهایت حتی اگر نتیجه ای هم حاصل نمی شد آن قدر ناراحت نمی شدیم و می گفتیم هرچه که از دستتان بر می آمد انجام داده اید و نشده است. اینکه ما را به فلان شخص پاس می دادید که با او تماس بگیریم، یا به ساختمان مدیریت مراجعه کنیم و … فقط نمک هایی بود که بر زخم ما در آن لحظات دلهره آور می پاشیدید.

حدود یک دهه پیش (سال ۱۳۹۳) هم که مادرمان با مشکل شدید پوکی استخون دست و پنجه نرم می کرد، به یک آمبولانس ساده و بدون هیچ امکاناتی برای ارجاع مادرمان از میناب به بندرعباس نیاز داشتیم، نه تنها بنیاد شهید بلکه هیچ ارگانی حاضر به همکاری نشد و نهایتاً مجبور شدیم برای ادامه درمان، مادرمان را با وانت از میناب به بندرعباس منتقل کنیم.

وقتی برای زنده ی مادر شهید ارزش و اهمیتی قائل نبودید که برای تهیه یک آمبولانس با بیمارستان، سپاه و… تماس بگیرید و یا مراجعه حضوری کنید تا گره از کار ما باز شود، حضور همکاران شما در مراسم تشییع مادرمان برای چه بود؟ حضور نمایشی سالانه با دوربین فیلم برداری برای چه بود؟

تا دیر نشده از این کوتاهی هایی که در حق خانواده شهدا روا میدارید توبه کنید و مسئولیتی که از عهده آن بر نمی آیید را به اهلش واگذار کنید.

نکته پایانی: از آنجا که در مواقع نیاز هیچگونه رسیدگی مناسب از مسئولین ندیدیم، از این به بعد هم نیاز به ترحم و دید و بازدید مصلحتی هیچکدام از مسئولین نداریم و نخواهیم داشت، برای حفظ حرمت خودتان از این گونه اقدامات نمایشی دست بردارید.

والسلام علی من اتبع الهدی

خانواده داغدار شهید شهسوار بهرامی»

لینک کوتاه : https://sedayeminab.ir/?p=5317

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.