محمد انصاری، خبرنگار و فعال پرسابقهی حوزه مطبوعات در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ درگذشت تا اندوهی دیگر به شهر مصیبت دیدهی میناب، متاثر از شهادت دردناک دانشآموزان و معلمان بیگناهش افزوده شود.
انصاری را قریب به سی سال بود که میشناختم و موجب این آشنایی قلم و نوشتن بود، نوشتنی که بسیار زود باب اولین دیدارها و درد دلها را گشود. آن روزها مخصوصاً در حوزهی مطبوعات امکانات امرورزی موجود نبود مضاف بر اینکه میناب، این شهرستان کوچک جنوبی، از کمبود بسیاری از امکانات اولیه نیز رنج میبرد اما دقیقاً همین نکته محمد انصاری را به سمت نوشتن و مشخصاً قلم زدن در حوزهی مطبوعات کشانده بود
او خود را برآمده از رنجها و دشواریها میدید از این رو غالب مضامینی که برای نوشتن و تهیهی خبر سراغ آنها می رفت ریشه در همین ویژگی داشت او باور و یقین داشت که کار خبر، گزارش و بازتاب میتواند گرد غفلت و بیتوجهی را کنار بزند و آینهی صیقل یافتهی واقعیت را نمایان سازد او به واسطهی قلمش و ارادهای که برای کار و تلاش در حوزهی مطبوعات داشت در پی گشودن چشماندازی روشن برای شهر و دیارش، فارغ از محرومیتها و تبعیضها بود.
قلم محمد انصاری، قلمی ساده و ژورنالیستی بود ساده و بیپیرایه مینوشت از این رو قلمش نمی توانست معرف تمام و کمال او باشد او را باید با سلوک رفتارش و صداقتی که در کلام و بیانش وجود داشت میشناختید، این روزها که گسترش مسنجرها فرصت غلیان رفتارهای هیجایی را برای برخیها فراهم کرده است او همچنان همان محمد انصاری سابق بود با همان نگاه شریف و سالم به قلم و نوشتن.
امروز که او دیگر در میان ما نیست و چهره در نقاب خاک کشیده است، ایمان و یقین داریم که میناب و مردم آگاه و قدرشناسش، حُسن رفتار و صداقت قلم او را هرگز از یاد نخواهند برد. روحش شاد و یادش مانا به مهر
یداله شهرجو، شانزدهم فروردین ۱۴۰۵، بندرعباس














