تاریخ انتشار : ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۲

روایت گاردین از فاجعه حمله به مدرسه میناب

روایت گاردین از فاجعه حمله به مدرسه میناب
روزنامه گاردین در گزارشی تکان‌دهنده از حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب، با روایت جزئیات جست‌وجوی والدین در میان دود، خاک و آوار و نقل قول‌هایی از لحظه شناسایی پیکر کودکان، تصویری هولناک از جنایتی ترسیم کرده است که در آن ده‌ها دانش‌آموز و معلم قربانی شدند.

گاردین در این گزارش اختصاصی که بر پایه گفت‌وگو با چهار خانواده تنظیم شده، نوشته است که چند ساعت پیش از آنکه ابعاد حمله موشکی آمریکا به مدرسه شجره طیبه برای افکار عمومی روشن شود، پدران و مادران در محل حادثه با دست‌های خالی آوار را کنار می‌زدند و در جست‌وجوی فرزندانشان بودند.

در این روایت، مرضیه، مادر زهرا بهروزی، از لحظه‌ای گفته است که ابتدا صدای انفجار را با بازی پسر خردسالش اشتباه گرفت اما با وقوع انفجار دوم و لرزش شدید خانه، احساس کرد حادثه‌ای غیرعادی رخ داده است. او چند دقیقه پیش از آن، تماس کوتاهی از خانم محمدیان، معلم دختر هشت ساله‌اش زهرا، دریافت کرده بود که فقط گفته بود مدرسه زودتر تعطیل می‌شود و خانواده برای بردن او بیایند. مرضیه بعدتر وقتی در خانه را باز کرد، با بوی تند دود و آشفتگی خیابان روبه‌رو شد و از مردم شنید که «جنگ شروع شده».

گزارش گاردین نشان می‌دهد که در آن دقایق، خانواده‌ها هنوز از عمق فاجعه خبر نداشتند. مرضیه یکی پس از دیگری با معلمان، مدیر مدرسه و حتی سرایدار تماس گرفت اما هیچ‌کس پاسخ نمی‌داد. او در روایت خود گفته است که وقتی به حیاط مدرسه رسید، «فقط آوار می‌دیدم» و هر بار که کودکی را از زیر سنگ و خاک بیرون می‌کشیدند، می‌پرسید آیا زنده است یا نه.

حسین، پدر زهرا، از نخستین افرادی بود که به محل رسید. او به گاردین گفته است بخش پسرانه مدرسه هنوز تا حدی پابرجا بود اما جایی که دختران درس می‌خواندند، با خاک یکسان شده بود. او در میان فریاد مردان و شیون زنان، در نزدیکی راه‌پله‌ای که تصور می‌کرد دخترش شاید از آنجا برای فرار رفته باشد، آوار را کنار می‌زد. اما ساعتی بعد، خبر رسید که پیکر زهرا پیدا شده است.

حسین در سردخانه، دختر هشت ساله‌اش را شناسایی کرد و در جمله‌ای که تیتر گزارش گاردین هم بر پایه آن شکل گرفته، گفت: «سرش متلاشی شده بود.» او افزوده است که دنده‌های زهرا نیز شکسته بود اما بقیه بدنش هنوز زیر لایه‌ای از گرد و غبار قابل شناسایی بود. او به کارکنان سردخانه گفت: «این دختر من است، زهرا بهروزی. هشت سال داشت.»

گاردین در بخش دیگری از گزارش، سراغ خانواده سبحان و هانیه احمدی رفته است. محمدرضا احمدی آن صبح، فرزندانش سبحان ۱۰ ساله و هانیه هفت ساله را خودش به مدرسه رسانده بود. این روزنامه با توصیف صحنه‌ای از آن صبح نوشته است که سبحان هنگام پیاده شدن از خودرو، خواهرش را در آغوش گرفت و پدر با خود اندیشید که خوش‌شانس است پسری دارد که تا این اندازه به خواهرش اهمیت می‌دهد. چند ساعت بعد، همان پدر در ورودی مدرسه با صحنه‌ای مواجه شد که به گفته خودش «قابل فهم نبود» و «کلاس دخترم کاملاً با خاک یکسان شده بود.»

در ادامه این روایت آمده است که احمدی نیز به سردخانه رفت و پیکر هر دو فرزندش را یافت. گاردین به نقل از او نوشته است که هانیه با وجود شکستگی جمجمه، هنوز از روی چهره‌اش قابل شناسایی بود. اما سبحان به شدت آسیب دیده بود. احمدی گفته است هر دو پای پسرش شکسته بود، یک چشمش را از دست داده بود و نیمی از صورتش از بین رفته بود.

این گزارش سپس به نقل از یکی از مادران حاضر در محل می‌نویسد که برخی پسرها بعد از انفجار اول به حیاط دویده و نجات یافته بودند، اما سبحان وقتی فهمید هانیه هنوز داخل ساختمان است، برای پیدا کردن خواهرش دوباره به کلاس بازگشت و همان‌جا جان باخت.

بخوانید :  روایت تکان دهنده درباره تنها دانش آموز مفقودالاثر مدرسه میناب

گزارش گاردین همچنین روایت خانواده آریا بهادری را بازتاب داده است. مرضیه منصوری، مادر آریا، در ساعت ۱۱:۰۵ تماس معلم پسر ۹ ساله‌اش، خانم زمانی، را دریافت کرد. معلم به او گفته بود آریا خوب است اما به‌دنبال خبر حمله، مدرسه زودتر تعطیل می‌شود و باید کسی برای بردنش بیاید. منصوری در حالی که اخبار حمله را از تلویزیون دنبال می‌کرد، در سکوت دعا می‌خواند و تلاش می‌کرد با بستگانش تماس بگیرد. اما وقتی به نزدیکی مدرسه رسید و زن خاک‌آلودی از کارکنان مدرسه را دید که از محل دور می‌شد، هرچه از او درباره معلم آریا و وضعیت مدرسه پرسید، پاسخی نگرفت.

مرتضی بهادری، پدر آریا، نیز با تصور اینکه شاید ساختمانی نزدیک مدرسه یا حتی بیمارستان هدف قرار گرفته باشد، خود را به محل رساند. او به گاردین گفته است در تمام مسیر فقط به این فکر می‌کرد که «آریا چقدر ترسیده است.» اما وقتی وارد محوطه شد، با منظره‌ای روبه‌رو شد که به گفته خودش هیچ آمادگی‌ای برای دیدنش نداشت. او گفت: «کلاس آریا کاملاً نابود شده بود. هیچ چیز باقی نمانده بود. کاملاً با خاک یکسان شده بود.

بهادری و دیگر مردان ساعت‌ها در میان آوار به جست‌وجو ادامه دادند و هر بار قطعه‌ای سنگ یا بتن را با هم بلند می‌کردند تا شاید کودکی را زنده پیدا کنند. اما سرانجام به خانواده گفته شد که پیکر آریا در سردخانه است. شدت اندوه به اندازه‌ای بود که پدر و مادرش نتوانستند برای شناسایی رسمی حاضر شوند و این کار را عموهای کودک انجام دادند. نام او آریا بهادری بود و ۹ سال داشت.

گاردین در این گزارش، فقط به لحظه مرگ کودکان نپرداخته، بلکه بر تداوم زخم این فاجعه نیز تمرکز کرده است. به نوشته این روزنامه، حسین، پدر زهرا، پس از شناسایی دخترش به خانه بازنگشت و دوباره به مدرسه رفت تا در کنار دیگران به جست‌وجوی کودکان باقی‌مانده زیر آوار ادامه دهد. او در این باره گفته است: «فرقی نمی‌کرد کودک نجات‌یافته فرزند چه کسی باشد. همه آنها مثل دختران خودم بودند.»

گاردین افزود که با گذشت یک ماه از این جنایت، هنوز هیچ‌کس پاسخگو نشده است. با این حال، پدر زهرا تأکید کرده که جهان باید بداند این مکان فقط یک مدرسه بوده است. او از سازمان ملل و دادگاه‌های بین‌المللی خواسته تا به میناب بروند و از نزدیک ببینند چه رخ داده است. حسین گفته است: «باید آوار و اطراف آن را ببینند. باید جنایت‌هایی را که آمریکا مرتکب شده است به رسمیت بشناسند. ما عدالت می‌خواهیم.»

در مقابل، پدر و مادر سبحان و هانیه امید چندانی به عدالت بین‌المللی ندارند. آنها به گاردین گفته‌اند جامعه جهانی «خودش همه چیز را می‌بیند» و «هر چه هم به آنها بگوییم، چیزی را تغییر نخواهد داد.»

گزارش گاردین در پایان با تصویری کوتاه اما جان‌سوز از خانواده آریا تمام می‌شود و اینکه ارسلان، برادر خردسال او، هنوز نمی‌داند آریا کجا رفته است و هر روز در ساعتی که پیش‌تر پدرش او را از مدرسه به خانه می‌آورد، دم در می‌ایستد و می‌پرسد: «دادا؟»

لینک کوتاه : https://sedayeminab.ir/?p=23846
  • کد خبر : 23846
  • نویسنده : صدای میناب
  • منبع خبر : ایرنا
  • 3382 بازدید
  • ۲ دیدگاه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 2در انتظار بررسی : 0
  1. بمیرم من…💔💔

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.