اگر بخواهیم پنج بازیکنِ برتر تاریخ بسکتبال هرمزگان را نام ببریم که هم از حیث اخلاق و هم قابلیتهای فنی در صدر فهرست قرار میگیرند، بیشک پوریا سالاری از شهرستان میناب، یکی از آنهاست.
پوریا به واسطهی نبوغ و استعدادی که داشت از همان رده نونهالی جایگاه خودش را در تیم منتخب استان برای حضور در مسابقات کشوری تثبیت کرد. به کاپیتانی رسید و پس از کسب مقامهای پیاپی در کشور، هم کاپیتان تیم خودش شد و هم به تیم ملی راه یافت و در مقطعی جزو پنج بازیکن اصلیِ تیم ملی بود.
در همهی این سالها، چه زمانی که با وجود مصدومیت همراه تیم ملی روانه مسابقات قهرمانی غرب آسیا در عراق شد و چه زمانی که به عنوان کاپیتانِ جوانان هرمزگان، دو بار قهرمان کشور شد، موردی از بدرفتاری از او سر نزد. در کوران مسابقات همیشه با تعصب و خوشرفتار ظاهر شد. کمی خجالتی ولی مقتدر و توانا پیش رفت. به موفقیتها و مدالهای زیادی دست یافت که اگر هزاران کیلومتر از تهران فاصله نداشت، مثل همتاهای پایتخت نشینش عدالت در موردش رعایت میشد.
باری، پوریا اکنون در اوج پختگی و تجربهی کافی در ۲۹ سالگی، کاپیتان تیم «کاوان بسکتبال قشم» در مسابقات لیگ دسته یک حرفهایست. دوم جدول هستند و برای راهیابی به سوپر لیگ فاصله چندانی ندارند.
در هفته دوازدهم از دور برگشت که برابر نیروی زمینی تهران صفآرایی کردند. در چند صحنهی مشکوکِ داوری گویا زیان میبینند، بهطوری که تماشاگران با اعتراضِ شدید خود در روند مسابقه اخلال ایجاد کرده و بازی برای دقایقی متوقف میشود. در این بازیِ پایاپای، پوریا سالاری روی دو صحنهی واضح که داور آن را نادیده میگیرد به شدت معترض میشود و با دریافت «تکنیکال فول» از زمین اخراج میشود. او هم از شدت عصبانیت با خرد کردن صندلی بر اثر شوتی سهمگین «دیسکالیفه» میشود و بازیِ بعد را هم از دست میدهد.
اعتراض حق کاپیتان است اما خرد کردن صندلی برازنده و شایستهی کاپیتان خوش اخلاق این روزهای بسکتبال هرمزگان نیست. من فشار روانی رویِ او را درک میکنم. فشاری که باید تخلیه شود، اما نه به این شکل، ضمناً این فشار با درایت کادر فنی و تاکتیکهای هوشمندانه میتوانست از روی دوش کاپیتان برداشته شود. چه میشد اگر کادر فنی با اعتراضات تاکتیکی به جای کاپیتان وارد صحنه میشد و آنها تکنیکال فول دریافت میکردند؟! در چنین شرایطِ پرتنش و حساسی، تاکتیکهای فنی کنار میرود و مدیریت حاشیهها در سرنوشت بازی تعیین کننده است.
بگذریم، از خوشاقبالیِ بنده و خوبیهای روزگار، پوریا خواهرزاده من هم هست. بنابراین این توصیهها در کنار مستقل بودن از کار روزنامهنگاری، یک تذکر دلسوزانهی فامیلی هم محسوب میشود. امیدوارم که دیگر چنین رفتاری از وی سر نزند.














