پل خلیج فارس که قرار بود فاصله آب و خاک را در جنوب ایران از میان بردارد و جزیره قشم را به قلب شبکه ترانزیتی کشور متصل کند، پس از گذشت سالها همچنان معلق مانده است.
پل خلیج فارس (Persian Gulf Bridge) یک پروژه زیرساختی بزرگ در جنوب ایران به شمار میرود که هدف آن اتصال جزیره قشم به بندرعباس واقع در سواحل خلیج فارس و ایجاد یک مسیر زمینی مستقیم به سرزمین اصلی است. این سازه شامل چهار خط خودرو، مسیر راهآهن، مسیر اضطراری و پیادهرو بوده و طول کل آن حدود ۳.۴ کیلومتر برآورد میشود.
ایده ساخت این پل از دهه ۱۳۵۰ خورشیدی مطرح شده و سرانجام طرح آن در سال ۱۳۸۹/۲۰۱۱ با کلنگزنی رسمی آغاز گردید؛ اما از آن زمان تاکنون بهطور مداوم متوقف و سپس دوباره از سر گرفته شده است.
وضعیت فعلی طرح نشاندهنده پیشرفت فیزیکی بسیار کمتر از انتظار است و گزارشها حاکی از آن است که پروژه در مجموع حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد پیشرفت داشته است. بخشی از کارهای اجرایی انجام شده، اما تکمیل سازه اصلی همچنان در مراحل ابتدایی قرار دارد.
بر اساس گزارشهای جدید، فعالیتهای عمرانی برای آمادهسازی پایهها و کیسونها ادامه دارد و مراحل اولیه اجرایی با همکاری مهندسان داخلی و نهادهای مرتبط در حال انجام است.
یکی از اصلیترین چالشهای این پروژه، کمبود منابع مالی بوده است. در طول سالها، وعدهها و برآوردهای متعددی درباره نیاز به بودجههای کلان مطرح شده، اما تخصیص کامل و پایدار منابع محقق نشده است.
اخیراً اعلام شده که برای تکمیل پروژه حدود ۷۰۰ میلیون دلار سرمایه لازم است و بخشی از منابع ممکن است از طریق تأمین مالی چین و معاملات نفتی با استفاده از سازوکار پیمانسپاری تأمین شود.
عدم تأمین بودجه کافی در زمانبندی مناسب، مهمترین مانع پروژه بوده که منجر به وقفههای متعدد در اجرای طرح شده است. همچنین، میان مسئولان منطقه آزاد قشم و سایر نهادهای ذیربط درباره شیوه آغاز و مدیریت پروژه اختلاف نظر وجود داشته است.
برخی بر این باورند که آغاز پروژه تنها با تمرکز بر پل، بدون تکمیل زیرساختهای مکمل مانند اسکلهها و راههای دسترسی، از نظر اقتصادی توجیهپذیر نیست و اولویتبندی مناسبی ندارد.
در مقاطعی، ملاحظات محیطزیستی نیز موجب توقف یا کندی پروژه شده و اجرای آن نیازمند اخذ مجوزها و هماهنگی کامل با نهادهای مرتبط با محیط زیست بوده است.
در شبکههای اجتماعی، ادعاهای نادرستی درباره توقف پروژه به دلیل دخالت کشورهای دیگر منتشر شده است. بررسیها نشان میدهد این ادعاها بیاساس بوده و تأخیر پروژه عمدتاً ناشی از چالشهای داخلی، مالی و ضعف در اطلاعرسانی بوده است.
پل خلیج فارس بخشی از شبکه جامع ارتباطی خلیج فارس محسوب میشود که شامل پل، توسعه بندر کاوه، بزرگراه چهار خطه تا سرزمین اصلی و خط راهآهن است. تکمیل این شبکه میتواند جزیره قشم را به شبکه ریلی و جادهای سراسری کشور متصل کند و نقش آن را در کریدور تجاری شمال–جنوب و مسیرهای ترانزیتی منطقهای تقویت نماید.
ایجاد اتصال زمینی و ریلی میتواند پیامدهای اقتصادی مهمی به همراه داشته باشد، از جمله: کاهش هزینههای حملونقل و لجستیک، تسهیل جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی، و افزایش رونق اقتصادی و صنعتی منطقه آزاد قشم. اتصال زمینی پایدار همچنین امکان توسعه و کاهش هزینههای زیرساختهایی مانند انتقال انرژی، آب، برق و شبکههای ارتباطی را فراهم میکند و میتواند مزیت رقابتی اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند.
برای پیشرفت واقعی پروژه، تزریق منابع مالی مشخص، پایدار و تضمینشده ضروری است. استفاده از سرمایهگذاری خارجی، بهویژه تأمین مالی از چین یا مدلهای مبتنی بر مبادله نفتی، از جمله گزینههای مطرح برای خروج پروژه از رکود فعلی است.
اجرای مرحلهای و همزمان اجزای مختلف پروژه، از جمله پل، اسکلهها، جادهها و خطوط ریلی، میتواند هم زمان اجرای طرح را کاهش دهد و هم بازده اقتصادی آن را در کوتاهمدت افزایش دهد. این پروژه باید در چارچوب کریدورهای بزرگ ترانزیتی منطقهای و بینالمللی تعریف شود تا ضمن اتصال به مسیرهای جهانی، از فرصتهای اقتصادی و همکاری با کشورهای همسایه نیز بهرهمند گردد.
پل خلیج فارس یک پروژه بزرگ، ملی و استراتژیک است که میتواند نقش مهمی در توسعه ترانزیتی، اقتصادی و زیرساختی جنوب ایران ایفا کند. با این حال، چالشهای مالی، اجرایی و مدیریتی باعث شدهاند پیشرفت آن کند و فراتر از زمانبندی اولیه باشد. در صورت تأمین مالی پایدار، مدیریت یکپارچه و اولویتبندی صحیح طرحهای مکمل، این پروژه ظرفیت آن را دارد که به یکی از محورهای کلیدی توسعه و اقتصاد راهبردی منطقه تبدیل شود.














