رسانهها رکن چهارم دموکراسیاند و حضورشان، ضامن شفافیت، پاسخگویی و اصلاح مسیر مدیریت شهری است. در چنین شرایطی، انتظار میرود مسئولان در برابر نقد و پرسش رسانهها با سعهصدر رفتار کنند .
با این حال، شاهد پدیدهای قابل توجه هستیم: شهرداری میناب به جای پاسخگویی و تعامل سازنده با رسانه، مسیر شکایت و تشکیل پروندههای مکرر را انتخاب کرده است.
شکایتهایی که بیش از آنکه موجب حل مسئله شود، این برداشت را ایجاد میکند که مسولین مربوطه تحمل نقد را ندارند و ترجیح میدهند صورت مسئله را با ابزار حقوقی پاک کنند.
نباید فراموش کرد که رسانهها، بازتابدهنده واقعیتهای موجود در جامعهاند، نه سازنده آنها. حذف یا تحت فشار قرار دادن رسانه، واقعیت را از بین نمیبرد؛ بلکه تنها مسیر دیدهشدن آن را تغییر میدهد.
از سوی دیگر، افکار عمومی امروز بیش از هر زمان دیگری هوشیار است. سکوت، تعلل یا واکنشهای تند حقوقی، اغلب بیش از خود نقد، مورد توجه قرار میگیرد و پرسشهای تازهای را در ذهن مخاطبان ایجاد میکند.
مسئولان و مدیران شهری باید به یاد داشته باشند که رسانهها نماینده مردم هستند. نادیده گرفتن رسانه و طرح شکایتهای مکرر، به معنای فاصله گرفتن از پاسخگویی به جامعه است.
رسانهها آمدهاند که مطالبه کنند، پرسشگری کنند و صدای مردم را منتقل کنند. راهکار واقعی، شنیدن نقد، پاسخ دادن و تعامل سازنده است. هر تلاشی برای محدود کردن این مسیر، تنها باعث افزایش حساسیت افکار عمومی میشود و اثر عکس دارد.
در نهایت، رسانهها با شکایت حذف نمیشوند و مطالبهگری با فشار متوقف نخواهد شد. آنچه میماند، داوری افکار عمومی است؛ راه عبور از نقد، شفافیت است؛ نه تکرار شکایت.














